تبليغاتX
سرزمین آرزوها
نظــــــر سنجـي
منوي کاربري

پيغام فرناز : به تو دوست عزيزم سلام عرض مي كنم . اميدوارم در سرزمين آرزوها دقايقي خوبي را سپري كني . اگر براي مدتي مي خواي سرگرم باشي اينجا جاي خوبيه خواهشمندم كه تا آخر سرزمين آرزوها رو مشاهده کن .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS       ..............................

دوستان
چت با فـــــرناز
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
موزيک
****************

من هستم ... ولی نیستم!

سلام ...

سلام به همتون ...

ایول! دم همتون گرم. کلی با نظراتون حال کردم .

من کامپیوترم یه مدتی مریض شده ... از ناحیه مادربورد ترکیده ...

در کل شرمنده واسه نیومدنم یا سر نزدنم و یا حتی آپ نکردنم ...

بازم منو تنها نذارین منتظرتونم

هر وقت درست شد با اپای خوشگلم ازتون تشکر می کنم ...

راستی آقا محسن شما هم نگران نباش من هنوز زندم

در کل از همتون ممنون ...

برای  کامپیترم دعا کنید ... فعلا !

[+] آرزوي فرناز در 11:55

عیدتون مبارک ... تولد تو هم مبارک سرزمین آرزوها ...

سلام به دوستان همیشگی "سرزمین آرزوها" ...

خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ خوب خدا رو شکر .

امروز بعد از مدتها ناپرهیزی کردم و رفتم سراغ وبلاگهای قدیمی ... وبلاگهایی که یه جورایی میشه گفت وبلاگ نویسی رو از اونها یاد گرفتم . خیلی حال داد ... کلی یاد خاطراتم افتادم . می خواستم برای تک تکشون نظر بذارم ولی ترجیح دادم یه آپی سورپرایزی ... داشته باشم بعد دعوتشون کنم !

اول از همه از دوتا از دوستای قدیمی که واقعا کمکم کردن تشکر کنم ... مهتاب و تهمینه جون ... یادش بخیر ...

اِ...اِ...اِ...اِ...اِ ... دیدی یادم رفت ... عیدتون مبــــــــــــــــــــارک ... صد سال به این سالا ... (ربطی نداشت) ایشالا سال خوبی داشته باشین خیلی خوش اومدین ... نــــــــــــــه نه ... نرو بابا واسا ... حرفم تموم نشده که ....

بعد از تبریک عید که من به شما گفتم شما 2 تا تبریک باید بهم  بگین ... اولی که همون تبریک عید ولی دومی تبریک یکسالگی وبلاگمه ... به به ... هزار ماشالا چه بزرگ شده ...

اولین روزی که به سرم زد تا سرزمین آرزوها رو بسازم ... ماجرا از اینجا شرو شد که :

پیش خودم گفتم یه وبلاگ بزنم که موضوع خاصی نداشته باشه و هرچی خوشم اومد یا چیزایی که دوسشون دارمو بذارم توش تا بقیه هم ببینن ... (چه سخاوتمند!!!). اول در میهن بلاگ محترم یک وبلاگ ساختم با همین آدرس ولی بدون bf !!! ولی اصلا خوشم نیومد از میهن بلاگ اون موقع هنوز پا نگرفته بود ... دلخوریم هم برای این بود که 3 روز تمام وقت گذاشتم برای تنظیم یه قالب خیلی خیلی باحال (حتی باحال تر از اینی که الان دارین میبینین ! ) همه چی عالی بود ، توپ ، 20 ... حرف نداشت ولی یه چیز دیگه هم نداشت ... ستون اصلی وبلاگ نویسی یعنی : نظرات ... نمیدونم چرا ولی نظر نمیشد بدی ... از دوتا از دوستان هم کمک گرفتم اما اونها هم نتونستن کاری کنن (اسمشون هم دقیق یادم ... حتی ID هر دوتاشون رو یادم . علی و امیر (!) الان دقیقا 1 سال می شه که باهاشون چت نکردم ... ولی ... دمت گرم حافظه ...). خلاصه منم با کوله باری از ناراحتی بیخیال میهن بلاگ شدم و اومدم سراغ بلاگفای خودمون ... یک روز تمام سر قضیه آدرس با خودم کلنجار رفتم ...!!! آخه من اهل عشق و عاشقی نبودم که حتی ضدشون حرف میزدم بعد بیام آدرسه وبلاگمو بذارم Just Love ؟!؟!؟! ولی چه کنم هرچی به مخ عزیز فشار آوردم دیدم هیچ اسمی بهتر از این نیست ... (نمیخوام زیاد طولانی بشه ولی ...) ادرس که انتخاب شد میمونه عنوان ...!!! سر سه تا اسم "سرزمین رویاها" ، "سرزمین آرزوها" و "خالی از توهم و خیال" مونده بودم که در پی یک رای گیری این عنوان انتخاب شد: "سرزمین آرزوها" ... بعد شروع به ساخت کردم در بلاگفا ولی یه اتفاقی افتاد که خیلی خورد تو حالم .... یکی یه ویلاگی با آدرس Justlove.blogfa.com ساخته بود ... همینجوریم ولش کرده بود به امان خدا و رفته بود ... بگو حتی یه پست ... منم کلی لجم گرفت و تو دلم کلی فحش دادم به طرف ! و از روی ناچاری این Bf رو بهش اضافه کردم ... اولش کلم داغ بود نمیدونستم چی کار کردم ... بعدا دیدم !!! بعلــــــــــــه ... ! BF یه جورایی همه رو به اشتباه انداخت ... (مخصوصا اونایی که منو میشناختن و میدونستن من اصلا اهلش نیستم ...) ولی حالا بیا و ثابت کن که به خدا این bf اون Boy friend یا مثلا Boy friends نیست ... این بحثش جداس ... که برین تو قسمت آرزوی بزرگ بخونین ... و بعد از اون هم اومدیم و اومدیم تا الان که در خدمت شماییم...!

......... این بود ماجرای سرزمین آرزوها ...

خوش باشین و سرحال ... سال خوبی داشته یاشین ... تعطیلات عید به همتون خوش بگذره ...

فعلا ... خدا حافظ ...

عکس ها رو Save کنین بعد در اندازه واقعی ببینید


نظرسنجی عوض شد ... نتایج هم اعلام میشه هرچند که از اولش معلوم بود ... همین قالب قالب همیشگی سرزمین آرزوها انتخاب شد ... هورااااا ...

[+] آرزوي فرناز در 2:14

چهارشنبه سوري

 چهارشنبه سوري 

 

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
"
سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

مراسم چهارشنبه سوري 

 

بوته افروزي 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود 
ببرد.

مراسم كوزه شكني 

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

فال گوش نشيني 

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

آش چهارشنبه سوري  

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

  گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند 

مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد

تحريف آيين چهارشنبه سوري

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

[+] آرزوي فرناز در 7:24

مطالب پيشين